محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
57
تحفه خانى ( فارسى )
سفر اختيار كند كه در آن راه خوف از سموم باشد بوقت رسيدن بقرب آن موضع هر دو . . . ؟ . . . و پياز خام با دوغ بخورد و حشو كه مراد ناله است از روغن كدو پخته اختيار كند و اگر او را سموم رسد بر اطرافش كه مراد دست و پا درو است آب بتدريج دفعه دفعه پاشند و دست و پا در آب بنهند و از آنجا بسرعت تمام بگذرند به مكان بارد منتقل شوند و بر سر روغنهاى بارد بالفعل و بالطبع بمالند مثل روغن كدو و عضلات بارده رطبه نيز همين منفعت دارد و مثل عصاره برگ خرفه تازه و مثل ذالك از عصارات آنچه موجود باشد در كيفيت با يكديگر متقارب باشند و تغذيه به بقول واليان كند و اگر تپ باشد اين موجب تعفن است و تعفن موجب و مزيد و اشتداديت الا آنكه حمى يوم باشد زيرا كه سبب حمى يوم امر خارج از بدنست و سبب در آن اخلاط بدنى و تعفن نيست و درين مقام دوغ نافعست و اگر عطش بر آنكس كه او را سموم دريافته است غالب باشد آب دفعتا چندان نبايد داد كه تشنگى بشكند زيرا كه اين موجب هلاكتست زيرا كه حذّاق اطبا اين را امتحان كردهاند اياك و اياك پس آب اندكاندك بايد داد تا آن وقت از بليه مهلكه تسكين حاصل شود و گر تشنگى باهستگى بايد گردد در قدرى آب كه بتقليل مىدهند روغن گل قدرى بان ممزوج بايد كرده باشد و مسافر در زمستان و بوقت شدت و برودت هوا بايد كه سدّ مسام كند و حفظ دهن و بينى از دخول هواى سرد تا ممكن باشد بكند و درين باب اهمام نكند و بعد از نزول از مركب خود را زود پنوشد و دفعتا به آتش نزديك نشود و نهنشيند بلكه بتدريج نشيند مگر آنكه او را سرما بيكار ساخته باشد درين حين بتعجيل بپوشش و نزديك به آتش بايد نشست و ماليدن روغنهاى مسخن مثل روغن سوسن بوقت شدت برد بر اطراف بمالد كه بسيار ملايم و نافعست و در حين ارتحال از مراحل خود را بسيار نبايد